بسیار اتفاق می افتد که عبارات رأی داور در زمان صدور، کاملاً رسا و وافی به مقصود به نظر می رسند؛ ولی ابهام و اجمال آن، در زمان صدور اجرائیه یا حتی بعد از آن عیان می گردد. صرف نظر از اختلافی که بین حقوق دانان در تعیین مرجع تفسیر رأی داور وجود دارد؛ محاکم به موجب تکلیفی که اصل 149 قانون اساسی برعهده ی آن ها نهاده است؛ حداقل در موارد فوت داور یا عارض شدن حجر بر وی و هم چنین در مقام اعمال نظارت قضایی ثانویه، ناگزیرند رأی داور را تفسیر و نسبت به پذیرش یا عدم پذیرش تقاضای صدور اجرائیه، اتخاذ تصمیم نمایند. علاوه بر آراء مذکور، ممکن است آراء صادره از داوری خارجی نیز، نیاز به تفسیر داشته باشند. ماهیّت و آثار تصمیمات محاکم در مقام تفسیر رأی داور، موضوع این مقاله است. اگرچه برخلاف تصحیح، احتمال تغییر ماهیّت رأی هنگام تفسیر آن وجود دارد؛ ولی ماهیّت تصمیم دادگاه در مقام تفسیر رأی داور به روشنی مشخص نیست. چنانچه این تصمیم در قالبی غیر از رأی اتخاذ شود؛ طرفین امکان اعتراض به آن را نخواهند داشت؛ که می تواند منتهی به بی عدالتی و تضییع حقوق اصحاب دعوا شود. این نوشتار درصدد تبیین ماهیت تصمیمات دادگاه در مقام تفسیر رأی داور است.